تبليغاتX
دوستت می دارم از همین نقطه خاکی تا عرش

ببخش من خیلی سرم شلوغه ..........  دارم به کارهای مغازه می رسم ........ شبا اینقدر خسته ام که نمی تونم صبح پاشم بیام پارک ............. اصلا نمی دونم تو هم می ری یا نه ؟

شاید از این به بعد دوباره اومدم

فعلا بای ................  مواظب خودت باش.

نوشته شده توسط علی در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت 11:55 | لینک ثابت |


سلام

با اینکه می گی دفتر رو تو شرایط سختی نوشتی اما به بهترین نحو ممکن ( مختصر و مفید ) مطالب رو نوشتی من که به کل تحت تاثیر قرار گرفتم در ضمن هیچ اشتباهی هم نداشت .( ولی کاش برای نوشته هات تاریخ می زدی) حالا ان شا الله حرفای دیگه رو تو دفتر خودت می نویسی تا پروژه ی بعدی.

عزیزم درکت می کنم منم دقیقا مثل خودتم . منم نمی تونم با هات رو در رو صحبت کنم . حالا شاید دو سه کلمه به سختی بتونم بگم ولی نمی تونم بهت نگاه کنم و بگم...

نمی دونم اینروزا فکر نکنم بتونی بیای پارک ( حداقل تا بعد از اعتکاف ) ولی من به احتمال زیاد برم و انتظار هم ندارم که بیای چون خونتون رو باید جمع و جور کنید.

در ضمن نمی دونم این محمد کیه . اینا یه سری آدم هستن که فقط واسه تبلیغ وبلاگ خودشون به خیلی از وبلاگ ها سر می زنن و نظر می دن. 

در آخر هم ازت معذرت می خوام که دیر جواب نظر هاتو دادم.

گويم دوستت دارم شايد تصور كني تنها چند واژه ي ساده را در كنار هم گذاشته ام و جمله اي را بيان كرده ام .اما.... اين تنها يك جمله نيست ! دنياي لبريز از رويا هاي سبز و سرخ ! همين جمله ي كوتاه ! آ ري همين چند واژه خود كتابيست سر شار از معنا ! دوستت دارم يعني بي حضور تو زندگي برايم بي معناست.

 

مواظب خودت باش

نوشته شده توسط علی در شنبه چهاردهم مرداد 1385 ساعت 19:2 | لینک ثابت |


عزیزم سلام

می خوام از این همه لطفی که همیشه بهم داری ازت تشکر کنم

امروز می خواستم ازت تشکر کنم ولی دیدم ارزش این همه محبت رو زبون نمی تونه ازش تقدیر کنه

ان شا الله یه روز ی بتونم یه خردشو جبران کنم. و حالا تنها چیزی که می تونم بگم اینه که

بابت این همه خوبی ازت ممنونم ( با همه وجود )

 

نوشته شده توسط علی در دوشنبه دوم مرداد 1385 ساعت 10:57 | لینک ثابت |