
باشه دفترا رو بده بهم. فقط خودمم نمی دونم چی جوری ! ان شاء الله فرصت مناسب گیر بیاد. مثلا هر روز صبح می ریم پارک یه روزش بالاخره وضعیت مناسب می شه که این کارو بکنیم.مثلا امروز می شد. شاید امروز صبح فقط به این امید بیدار شدم بیام پارک که تو رو ببینم . وقتی دیدم که اومدی باورم نمی شد(نیروی عشق)
نه اون عاشق سر خورده منم
نه بی تاب و سرسپرده تویی
هر دو تا بی صدا فقط محو نگاهیم
نه حاضر به گفتن از دل منم
نه از من یه لحظه غافل تویی
لحظه ها می گذرن هر دو چشم براهیم
من و تو هر دو مغرور چرا این طور اسیریم
مگه نمی دونیم که برای هم می میریم ؟
ببین غرور ما رو چه دور از هم نشونده
تو این سکوت یه دنیا حرف نگفته مونده
امروز که با خاله زهرا داشتید بر می گشتید خونه زود حسین رو پیچوندم که به شما برسم . خلاصه رسیدم و اومدم یه چیزی بگم که گفتی خداحافظ. منم رامو گرفتمو رفتم.
می خواستم بگم که من هر روز میام پارک یا شایدم می خواستم بگم روز زن مبارک و تولد خانم فاطمه زهرا رو بهت تبریک بگم. عوضش الان میگم.
عزیزم این روز مبارکت باشه
مواظب خودت باش

آی لاویو به شدت خوش اومدی از مشهد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
زیارتت قبول و امیدوارم توفیق بشه باهم بریم
تو این مدتی که رفته بودی همش دلم پیش تو بود و خودم پیش تو حس می کردم و مطمئنم که تو هم این حس رو داشتی.
اون روزی که داشتی می رفتی مشهد. وقتی اومدی خونمون تا چادرت رو بگیری من خواب بودم وقتی چشمامو باز کردم اینو فقط اینو شنیدم " عمه خداحافظ " بالافاصله شنیدم مهدی از مامانم پرسید مگه کجا می رن گفت : مشهد . همونجا ۲دستی زدم تو سرم که آخه چرا باید من تا الان خواب باشم.
توفیق نداشتم که حضوری ازت خداحافظی کنم ولی همیشه از خدا خواستم که حافظت باشه. الان هم فقط می خوام تو رو ببینمت و زیارت قبول بگم. به فکر اینم باش که کم کم دفترمو بدی . چون امتحانام تموم شد.
ببخش زیاد حرف زدم.
مواظب خودت باش .
خدا نگهدارت باشه.